کد خبر: 2929 |
تاریخ انتشار : ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۹:۲۲ | ارسال توسط :
121 بازدید
۰
1
ارسال به دوستان
پ

«محی‌الدین خوران»، حقوقدان و عضو هیأت مدیره مرکز وکلای قوه قضاییه آذربایجان‌غربی معتقد است؛ «پیش نیاز قبول مسئولیت در شوراها رشد فکری و آموزشی اعضا است، اینکه هر فرد بیکار دارای مدرک کارشناسی ارشد با آن سطح نازل از کیفیت آموزشی، خودش را در آن سطح ببیند که می تواند عضو موثر در شورا باشد، کفاف نمی دهد. شاخه های هرس نشده و پیوندهای ناهمگون موجب شده درخت شوراها نه تنها میوه نداده بلکه این شاخه ها مرتب در چشم شهروندان فرو می روند».

 فضای آذربایجان غربی در آستانه انتخابات با حساسیت های ویژه ایی سپری خواهد شد. تنش های قومیتی و موج سواری های عده ایی خاص جهت کسب رای با این ترفند متاسفانه تا کنون توانسته در این استان موفق عمل کند.

عضو هیأت مدیره مرکز وکلای قوه قضاییه آذربایجان‌غربی در این خصوص به خبرنگار کردپرس می گوید: «با حذف نخبگان و شایستگان معتقد به اصول، جلب آرای مردم از طریق تحریک احساسات قومیتی در پروسه قبل انتخابات  و پوشش ناتوانی خود بعد از انتخاب از طریق انحراف ذهن جامعه به مسائل قومیتی تا مطالبه گری، در این استان از طرق مختلف با حمایت غول های رسانه ای، چاپ کتب، مجلات و… دامن زده شده است».

او ادامه می دهد: «یعنی با باندهای مواجه هستید که پول، قدرت، نفوذ و رسانه را با هم دارند و می تواند برای امنیت ملی نیز مخاطراتی را به همراه داشته باشد. بنابراین باید با فراهم نمودن زمینه ورود نخبگان  و دادن فرصت برابر به ایشان  و فعالیت احزاب شناسنامه دار و با مرامنامه مشخص در چارچوب قوانین کشور  شاهد تغییر و تحول  موثر باشیم».

در ادامه علل کج کارکردهای شوراهای شهر و جایگزینی عوامل خویشاوندی و قومی به جای شایسته سالاری را در گردونه انتخابات در گفت و گوی تفصیلی با «محی‌الدین خوران»، حقوقدان و عضو هیأت مدیره مرکز وکلای قوه قضاییه آذربایجان‌غربی می خوانید؛

اهمیت شوراهای شهر و انتخابات پارلمان محلی چیست؟

ببینید  اهمیت شرعی شورا براساس نصوص مصرح در آیات قرانی بویژه آیه ۳۸ سوره مبارکه شوری تصریح شده  که مکمل دلیل عقلی بهره گیری از شور و مشورت است. اصولا شوراهای شهر یا پارلمان های محلی براساس آنچه که در  قانون اساسی تعریف شده بخشی از حاکمیت به معنی اعم هستند  یعنی براساس اصول ششم، هفتم، دوازدهم و همچنین اصول یکصد الی یکصد و شش قانون اساسی شوراها بخشی از نظام تصمیم گیری در حوزه های، اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و رفاهی محسوب می شوند  و آن چه که اهمیت آن را دو چندان می کند اینست که اعضای آن را مردم یک محل یا صنف انتخاب نموده تا بر اساس مقتضیات همان محل یا صنف تصمیم گیری نمایند. از این رو پارلمان های محلی از نهادهای موثر در استحکام ساخت درونی قدرت ملی نظام حاکم به حساب می آیند.

چرا شوراها دچار کج کارکرد شدند؟

در خصوص علت کج کارکردی شوراها عوامل زیادی دخیل هستند که برخی از این عوامل خارج از  بدنه شوراها بوده و به نحوه ساختار انتخاباتی  و گزینش های ناصواب باز می گردد و برخی هم به  ضعف در مقوله های، فرهنگی، آموزشی  اقتصادی و اجتماعی بر می گردد.

اولا؛ در خصوص ساختار انتخابات؛ ما در زمینه برگزاری از الگوی مختلط قوه مجریه در بخش اجرایی یا همان هیات های اجرایی و قوه مقننه در بخش نظارتی یا همان هیات مرکزی نظارت بهره می گیریم.

صرفنظر از رسالت هیات های اجرایی که در زمینه اجرا و برگزاری تا حدودی که خودشان را با قانون تطبیق داده و در هیات هایشان از مشارکت تمام اقشار بهره برده اند، توانسته اند اعتماد و رضایت نسبی را در اجرا و برگزاری کسب نمایند. ولی هیات های نظارت تا کنون به علت عدم بهره گیری از مشارکت نهادهای مدنی و حاکمیت قانون درگیر برخی بد سلیقگی ها شده و در نتیجه بیشتر شاهد دخالت نمایندگان مجلس در تثبیت پایه های قدرت در شهرها هستیم تا اجرای اصل عدالت و انصاف.

همین امور هم موجب تشکیل گروهها و باندهای  شده که بعضا هم راستا با برخی نمایندگان مجلس بوده و به جای منافع مردم، بیشتر منافع عده ای خاص را تامین می کنند و به جای پاسخگویی به جامعه فقط به ایشان پاسخگو هستند. حتی در بعضی جاها ما شاهد مهندسی معکوس این وضعیت هم هستیم یعنی اعضای شوراها و حتی شهردار برای تحکیم پایه های قدرت و تداوم آن با حمایت همه جانبه بستگان،  وابستگان خود را به مجلس می فرستند.

دوما؛ در خصوص معیارهای گزینشی، در بسیاری از موارد اشخاصی را که مورد تایید هیات های اجرایی هستند، هیات های نظارت با اعمال نظر از گردونه رقابت خارج می کنند و یا برخی را وارد می کنند، بنده عقیده دارم  معیارهای درونی در خصوص ایمان یا اعتقاد را می توان با یک قاعده فقهی اصل صحت در صورت فقدان دلیل خلاف آن، اصل بر التزام باشد.  چرا که بارها اشخاصی که ملتزم تشخیص داده شدند بزرگترین تخلفات را در پشت ظاهر ملتزم گونه شان پنهان نموده اند.

از این رو بایست در خصوص معیارهای واقعی و بیرونی بیشتر حساسیت به خرج داد؛ یعنی کسانی که تخلف عبور از چراغ قرمز داشته یا هنوز برای کسب و کارشان پرونده مالیاتی نداشته و یا عوارض شهرداری و مالیات هایشان را به موقع پرداخت ننموده اند و خودشان در ساختمان غیر مجاز سکونت دارند یا دهها شرکت و موسسه مجاز و غیر مجاز دارند و پایبند به آداب معاشرت و اخلاق نیستند را شناسایی و گزینش نمود چرا که هم اینها هستند که مستعد ارتکاب تخلفات هستند.

سوما؛ آنچه مربوط خود اعضای منتخب است یا به عوامل درونی بازمی گردد:   بنده معتقدم پیش نیاز یا پیش مقدمه قبول مسئولیت در شوراها رشد فکری و آموزشی اعضا است، اینکه هر بیکار داری مدرک ارشد با آن سطح نازل از کیفیت آموزشی خودش را در آن سطح ببیند که می تواند عضو موثر در شورا باشد، کفاف نمی دهد.

 اینکه بعضی از اعضا هنوز با مقوله مدیریت، مقوله های فرهنگی و آموزشی آشنا نبوده و تا پایان عمر هم متوجه نخواهند شد که رسالت شورا چیست و به هیچ رسانه و نهاد مدنی هم پاسخگو نخواهند بود.

 طبعا در این چرخه مدیریتی، عده ای در توهم قدرت و در خلا اعضای توانمند و منتقد، تخلف خواهند کرد وعده ای دیگر هم که ناتوان مثلا سالم هستند اصلا متوجه نخواهند شد، چه خبر است و در نتیجه آنچه اتفاق می افتد، این روند با کج روی و کج کارکردی روبه رو خواهد بود.

2 1 300x171 - شوراهای کج کارکرد خار چشم شهروندان/ نخبگان دچار سرخوردگی شدند

مهمترین عوامل تنزل جایگاه شوراها کدام است؟

مهمترین عوامل تنزل جایگاه شورا هم همان گونه که عرض کردم ورود  افراد با مقاصد خاص و فقدان خروجی محسوس برای شهروندان است. می توان گفت؛ درختی که در صورت رشد و پرورش اصولی می توانست بهترین میوه را تقدیم جامعه نماید، شاخه های هرس نشده و پیوندهای ناهمگون آن موجب شده نه تنها میوه نداده بلکه این شاخه ها مرتب در چشم شهروندان فرو می روند.

چرا نخبگان دانشگاهی و اجرایی برای ورود به شورای شهر، بی‌میل هستند؟!

بینید تفاوت هست بین پیشرفت و توسعه. ما می توانیم وجود ساختمان ها و آسفالت ها را دلیل پیشرفت بدانیم ولی آنچه موجب توسعه می شود مشارکت تمام شهروندان و بهره گیری از توانایی و ظرفیت کلیه نیروهاست یعنی تا زمانی که به اهمیت و ارزش علوم انسانی پی نبریم قادر نخواهیم بود مفهوم توسعه را درک نماییم

 ساختن پل، سد و جاده پیشرفت است نه توسعه! یعنی همان تصوری که یکصد سال است مهندسی را برتر از علوم انسانی نشانده و تکنوکراسی را جایگزین دموکراسی ساخته است.  ایران برای همه ایرانیان شعار نیست یک رسالت فرهنگی و آموزشی است تا در سایه آن بتوانیم  انسان هایی در تراز رقابت با قدرت های اقتصادی و اجتماعی جهان پروش دهیم اما آن چه مشاهده می شود عزمی خواسته یا ناخواسته برای مهار جامعه و نیروهای توانمند آن  است.

 محدود سازی تاثیر گذاری نخبگان، کنترل دامنه فعالیت نهادهای مدنی، امنیتی سازی گفتمان فعالیت های اجتماعی در کنار عوامل مذکور در پاسخ به سوالات قبل موجب گردید نخبگان دچار نوعی سرخوردگی در حوزه قبل از آغاز انتخابات و بعد از انتخابات باشند. یعنی با فرض گذر از مرحله احراز صلاحیتها، توان رقابت و هزینه کرد چه از حیث شعاری، ظرفیت تحریک احساسات جامعه با شعار دروغ و عوامفریبانه قومی، قبیله ای را ندارند و با اصول ایشان سازگار نیست.

مردم هم در نبود آموزش های صحیح فرهنگی، معیارهایشان همان قلقلک احساسات خواهد بود از طرفی توان پرداخت مخارج هنگفت مالی و رقابت با باندهای قدرت طلب  را نداشته در نتیجه عطای کار را به لقایش می بخشند.

با توجه به وضعیت موجود شوراها در کشور آیا کاندیداهای شورای ۱۴۰۰ توانایی و قدرت ایجاد تغییر و تحول در مدیریت شهری را دارند؟! می توان به انتخابات این دور شوراها خوشبین بود؟

شاید برخی نارسایی ها بطور موقت برطرف شوند ولی معتقدم  با فراهم نمودن زمینه ورود نخبگان  و دادن فرصت برابر به ایشان  و فعالیت  احزاب شناسنامه دار و با مرامنامه مشخص در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران  که تمام فعالیت ایشان در رصد و ذره بین رسانه ها و احزاب رقیب باشد در  تغییر و تحول  بسیار موثرتر خواهد بود از این رو باید گفت ایرادات مشروح در پاسخ های قبلی باید رفع گردد.

در خصوص خوش بینی به انتخابات  باید گفت هنوز زود هست و نمی توان پاسخ درستی داد  هر چند غالب نارسایی ها کمافی السابق موجود است و همین  امیدواری ما را کاهش می دهد ولی با عنایت به عزم جدی حاکمیت بر اهتمام به این مقوله امید است هوشیاری مردم در کنار تلاش مسئولان تغییراتی مثبت لحاظ گردد تا در آتیه بتوان نارسایی ها را به حداقل رساند.

3 300x207 - شوراهای کج کارکرد خار چشم شهروندان/ نخبگان دچار سرخوردگی شدند

آیا استفاده از شرایط قومیتی در انتخابات شانس انتخاب شدن را افزایش می‌دهد؟ چرا که این روال در هر دوره در آذربایجان غربی تکرار می شود.

در آذربایجان غربی شرایط خاص دو قومیتی و تفاوت های فرهنگی، با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی عموما به دست فراموشی سپرده شده بود و مردم به زندگی برادرانه و برابر  داشتند خو می گرفتند  بطوریکه از جمعیت دوازده هزار شهید استانی نیز حدودا مشارکتی بالمناصفه داشته و استان به یک محلی امن برای توسعه مبدل می شد  ولی  در چند ساله اخیر  باندهای قدرت جهت راهیابی به ارکان حاکمیتی که توان رقابت با نخبگان شایسته و متعهد انقلاب را نداشتند با بزرگ نمایی اختلافات قومیتی خواستند به اهداف خود از قبیل؛ حذف نخبگان و شایستگان معتقد به اصول، جلب آرای مردم از طریق تحریک احساسات قومیتی، در پروسه قبل انتخابات  و پوشش ناتوانی خود بعد از انتخاب از طریق انحراف ذهن جامعه به مسائل قومیتی تا مطالبه گری، نائل شده  و از طرق مختلف حمایت غول های رسانه ای، چاپ کتب، مجلات و… به این مسائل دامن زدند.

یعنی با باندهای مواجه هستید که الان، پول، قدرت، نفوذ و رسانه را با هم دارند و می تواند برای امنیت ملی نیز مخاطراتی را به همراه داشته باشد.

صدالبته تلاش سربازان گمنام در مقابله با ایشان شایسته و قابل تقدیر است،  لیکن  انفعال سایر نهادهای نظارتی، آموزشی و فرهنگی موجب افزایش رسوخ ذهنیت قومگرایی شده سازمان فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تنها یک سمینار تعامل اقوام و ادیان داشت آن را هم تعطیل نمود. یعنی هیچ کدام برنامه منسجم و مدونی جهت کاهش این تنش ها نداشته و بعضا موضع گیری های ناشیانه هم داشته که اوضاع را بدتر هم نموده است.

 به طوری که  امروز هر آن کس قدرت نمایی قومیتی نماید شانس اول کسب آرا را دارد حتی اگر از بی کفایت ترین اشخاص باشد یعنی فرد می تواند ناتوانی خود را در یک هتاکی رندانه به قومیت دیگر پنهان نموده و همچنان هوادار داشته و امید به انتخاب، از این رو تا زمانی که تمام نهادهای آموزشی، فرهنگی و نظارتی با نگاه برابر به قومیت ها در صدد آموزش و فرهنگ سازی بر نیامده و عناصر نامطلوب و تفرقه افکن را حذف ننمایند نمی توان  به حذف این معیار نزد انتخاب کنندگان خیلی امیدوار بود.

به طور کلی چرا روابط خویشاوندی، طایفه ای و مذهبی جای خود را به شایسته سالاری در انتخابات داده اند؟

اصولا در چنین فضایی نمی توان انتظاری جز این هم داشت و این امر بسیار ساده است. فی الواقع بشر موجودیست اجتماعی کسی که خلاف می کند طبعا در صدد تشکیل باندی به اطراف خود جهت محافظت دست خواهد زد اگر گروهبندی نخبگان را نپذیریم در واقع حذف یا دوری نخبگان، نهادهای مدنی و احزاب، نتیجه آن تشکیل گروههای طایفه ای، خانوادگی و مذهبی خواهد بود .

خلاهای موجود در انتخابات شوراهای شهرکدامند و چه اقداماتی باید در راستای رفع آن ها از لحاظ حقوقی انجام شود؟

ما در حوزه های تقنینی، اجرایی با خلاء ها و ایراداتی مواجه هستیم در بسیاری از موارد رسم بر این است وقتی که  پدیده ای جدید  واجد ایرادات هست به جای تقویت، به دم دستی ترین اقدام یعنی حذف یا ضعیف کردن متوسل شده تا نقاط ضعف به چشم نیاید  موضوع شوراها هم از این قاعده مستثنی نیست، حتما تجربه جهانی ثابت کرده که اصل مشورت و مشارکت امری پسندیده و نیکوست پس نباید با تنگ نظری خود را از مزایایی آن محروم نماییم.

 می توان با تقویت آن بهترین دستاورد را کسب نمود  از این رو عقیده دارم  شورا همانند نهالی هست که کاشته ایم و  آفات گیاهی به ریشه آن سرایت نموده نتیجتا ما بجای اینکه بیاییم به زمین اطرافش رسیدگی نموده و در صدد سم زدایی و تقویت ریشه آن باشیم مرتب فریاد و ناله نموده و برگ ها و شاخ هایش را میزنیم و آنقدر از اصلاح ریشه آن غافل می شویم که جز یک چوب خشک چیزی باقی نمانده است.

به جرات می توان گفت نهاد نظارتی یعنی مجلس شورای اسلامی حداقل با معیار فعلی خود به هیچ وجه امتحان خوبی در جهت برگزاری و نظارت انجام نداده و چه بسا خود عاملی موثر در کج روی شوراها محسوب می شود لذا از حیث تقنینی می توان تغییراتی صورت داد:

  ۱.تعیین مرجعی غیر از این نهاد که می تواند ترکیبی از نهادهای مدنی مستقل و نهادهای دولتی باشد.

۲تعدیل شروط انتخاب شوندگان به ممنوعیت های صریح قانونی که مانع از اعمال سلایق شخصی شود.

۳.در کنار تحصیلات شرط اشتغال به یک حرفه معین یا وجود سوابق اشتغال نیز جزو شروط ملحوظ نظر باشد.

۴.همانند بسیاری از کشورهای توسعه یافته اشخاص فاقد بدهی های مالیاتی، عوارض شهرداری و فاقد تخلف عبور از چراغ قرمز باشند. که همین تخلفات می تواند میزان جسارت اشخاص در ارتکاب تخلفات آتی را معین می سازد.

در حوزه اجرایی نیز مشارکت تمام اقشار در پروسه های  برگزاری  شامل، اجرا و نظارت می تواند بر اعتبار و استحکام انتخابات بیافزاید

آیا میزان گویه‌های اثرگذار در انتخاب شوراها از نظر شهروندان قابل شناسایی است ؟ چگونه می توان این گویه را در راستای انتخابات سالم تغییر داد؟

البته در صورتی که خود شهروندان با وظایف و اهمیت شوراها آگاه شوند و نامزدها نیز از تنوع و تخصص کافی برخوردار باشند می توان تا حدودی از طریق نظام آموزشی و نهادهای فرهنگی نواقص را برای مردم بازگو نمود تا از طریق آشنایی با عوارض انتخاب ناسالم و اشخاص ناسالم  فضا را به سمت شناسایی عوامل موثر در انتخاب هدایت نمود تا در صورت رفع ایرادات مربوط به قانونگذاری و اجرایی و نظارتی بتوان انتظار انتخاباتی سالم را داشت.

گفت و گو: تانیا شعفی/ کُردپرس

لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسطURMIYE 24 در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • ارسال دیدگاه برای این مطلب مقدور نمی باشد!