کد خبر: 2843 |
تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۹۹ - ۳:۲۷ | ارسال توسط :
221 بازدید
۰
2
ارسال به دوستان
پ

اولین باری که در ایران دولت برای تعلیم و تربیت افراد جامعه به صورت سازمان‌یافته مستقلاً اقدام کرد و مسئولیتی برای خودش در این زمینه قائل شد، تأسیس دارالفنون بود. شاگردان دارالفنون همه از طبقات بالا بودند و بین ۱۴ تا ۱۶ سال سن داشتند. مجانی به تحصیل اشتغال داشتند، از طرف دولت به آنان لباس و ناهار داده می‌شد و در چند سال اول حقوق هم دریافت می‌کردند.

نابرابری یکی از پیچیده ترین پدیده های اجتماعی است و این پیچیدگی ناشی از دیرینه بودن و عالم گیر بودن آن است و یکی از جلوه‌های تفکیک اجتماعی است که می تواند ثبات و پایداری نظام را به مخاطره اندازد.

نابرابری بر اساس سنجش تفاوتها پدید می آید. بقای زندگی اجتماعی مستلزم جامعه پذیری نسل های جدید است که از مهمترین اجزای آن درک و فهم تفاوت های اجتماعی است. نخستین نابرابری ها در حیطه قدرت جسمانی بود که به صورت بین شخصی وجود داشت، سپس نابرابری‌های جنسیتی و بعدها  موقعیت های اجتماعی پدید آمد که به نابرابری در حیطه دارایی و ثروت منجر شد.

در زمینه نابرابری اجتماعی تعاریف متعدد و گوناگونی ذکر شده است که به برخی از آنها اشاره می شود.

در دایره المعارف علوم اجتماعی در تعریف نابرابری اجتماعی آمده است: شرایطی که در آن اعضای مختلف یک جامعه درآمد، شأن، امکانات و فرصت‌های متفاوتی دارند.

در کتاب نابرابری اجتماعی ادوارد.جی. گرب در این زمینه آمده است: نابرابری اجتماعی به تفاوت‌هایی می‌گویند که میان افراد یا جایگاه‌های که به صورت اجتماعی تعریف شده‌اند و افراد آن را اشغال کرده‌اند وجود دارد و تفاوت‌هایی هستند که بر نحوه زندگی افراد به خصوص حقوق، فرصت‌ها، پاداش‌ها و امتیازاتی که برخوردار می‌شوند، تأثیر می‌گذارد.

اولین باری که در ایران دولت برای تعلیم و تربیت افراد جامعه به صورت سازمان‌یافته مستقلاً اقدام کرد و مسئولیتی برای خودش در این زمینه قائل شد، تأسیس دارالفنون بود. شاگردان دارالفنون همه از طبقات بالا بودند و بین ۱۴ تا ۱۶ سال سن داشتند. مجانی به تحصیل اشتغال داشتند، از طرف دولت به آنان لباس و ناهار داده می‌شد و در چند سال اول حقوق هم دریافت می‌کردند.

 

وضعیت تحصیل در ایران امروز:

امسال هم نفرات برتر کنکور از مدارس غیردولتی و سمپاد بودند و دوباره جای مدارس دولتی خالی بود که این زنگ خطری است نسبت به نظام طبقاتی آموزش کشور که دانشگاه‌ها و رشته‌های برتر را از آنِ طبقات مرفه جامعه می‌کند. بدین گونه که، ۶۷ درصد رتبه های برتر کنکور امسال در رشته‌های ریاضی، تجربی، انسانی و هنر دانش‌آموزان مدارس سمپاد، غیرانتفاعی‌ها ۱۸ درصد، و نمونه دولتی‌ها  نیز ۱۰ درصد. در این بین سهم دولتی‌ها، تنها ۵ درصد بود!

براساس گزارشی که در خبرگزاری تسنیم آمده است: «تلاش برای ارزان تر تمام شدن آموزش و پرورش، این حرف، مدارس دولتی را هدف قرار داده است و نابرابری آموزشی را باز تولید می کند»، طبقات تهدی دست جامعه قربانی این نظام آموزشی نابرابر هستند.

علیرغم اینکه اصل سی‌ام قانون اساسی که صراحتاً عنوان می‌دارد: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل‌ تحصیلات عالی را تا سر حد خود کفایی کشور به صورت رایگان گسترش دهد.»، دولت‌ها در ایران با بهانه های مختلف به سمت پولی‌سازی آموزش گام برداشته اند، که این خود تخطی از قانون اساسی کشور است که توسط بالاترین مرجع اجرایی کشور صورت می‌پذیرد.

 

رضا امیدی استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشکده علامه طباطبایی در مطلبی با اشاره به گزارش یونسکو بیان کرده است: «یونسکو به دولت ها توصیه کرده است که بین ۴ تا ۶ درصد تولید ناخالص داخلی و ۱۵ تا ۲۰ درصد بودجه عمومی را به آموزش عمومی اختصاص دهند اما در ایران به این صورت است که ۱/۵ تا ۲ درصد تولید ناخالص داخلی و ۱۰ درصد بودجه عمومی دولت به آموزش و پرورش اختصاص دارد. پرداخت از جیب خانواده‌ها برای تامین مالی آموزش عمومی به طور متوسط ۲۰ درصد است. این نسبت در کشورهای پردرآمد حدود ۱۸ درصد و در کشورهای کم درآمد حدود ۳۲ درصد برآورد شده است. بر طبق پایین ترین برآوردها، سهم پرداخت از جیب خانواده های ایرانی(صرفاً شهریه‌ای که به مدارس دولتی و غیردولتی می‌پردازند) از مجموع هزینه‌های آموزش و پرورش حدود ۳۳ درصد است».

تنوع مدارس و کم توجهی به مدارس دولتی و افت شاخص‌های کیفی در آن‌ها، نتایج خود را در زمان اعلام نتایج کنکور به خوبی نشان می‌دهد و تلاش دولت برای ارزان‌تر تمام شدن اداره آموزش و پرورش هم مدارس دولتی را هدف قرار داده است. اوضاع مدارس دولتی مدت هاست که خوب نیست و حساسیت مسئولان را جلب نمی‌کند چرا که تقریباً فرزندان هیچ کدام از مسئولان در مدارس دولتی تحصیل نمی‌کنند!

اخیرا محمد محسن بیگی، مدیرکل دفتر سلامت و امور تندرستی وزارت آموزش و پرورش گفت: حدود ۶ تا ۷ درصد از دانش آموزان مدارس دولتی دچار لاغری شدید هستند، این لاغری شدید در شاخص‌های مختلف فیزیولوژیک آن‌ها بررسی نشده است و فقط بر اساس قد و وزن است. این موضوع یکی از شاخص‌های ساده‌ای است که نشان می‌دهد دانش‌آموزان مشکلات متعددی را در حوزه تغذیه دارند.

 

او همچنین افزود است: تعداد دانش آموزانی که مبتلا به لاغری شدید هستند، قابل توجه است و اغلب آن‌ها در مناطق محروم و استان‌هایی مثل سیستان و بلوچستان، جنوب کرمان، هرمزگان، خراسان جنوبی، آذربایجان‌غربی و تعداد کمی در خوزستان هستند. همچنین میزان لاغری شدید در دانش‌آموزان دختر بیشتر از پسران بوده است.

 

نقش آموزش و پرورش از دیدگاه ستیز:

این دیدگاه توجه خود را به شیوه‌هایی معطوف می‌سازد که گروه‌های مختلف از آموزش به‌عنوان وسیله کسب قدرت، ثروت و مقام استفاده می‌کنند. براساس این دیدگاه، رابطه نزدیکی بین آموزش و نابرابری اجتماعی وجود دارد. آموزش مدرسه‌ای تأثیر مهمی بر تحرک اجتماعی یعنی حرکت از یک پایگاه به پایگاه اجتماعی دیگری، می گذارد. ستیزه‌گرایان بر این نکته تأکید دارند که مدارس، آن اندازه که موجب تداوم نظام طبقاتی از یک نسل به نسل دیگر می‌شوند، باعث ایجاد چنین نظامی نمی‌شوند. این گروه از نظریه‌پردازان معتقدند که در همه جوامع رابطه مستقیمی بین طبقه اجتماعی والدین و موفقیت تحصیلی فرزندانشان وجود دارد. بدین ترتیب هر چه طبقه اجتماعی فرد بالاتر باشد، موفقیت تحصیلی فرزندان بیشتر خواهد بود. بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که موفقیت و ادامه تحصیل در مدارس از خطوط طبقاتی والدین پیروی می‌کند.

بر همین اساس نظریه‌پردازان دیدگاه ستیز معتقدند که استعداد و لیاقت تعیین کننده سطح و کیفیت آموزش نیست بلکه این خاستگاه اجتماعی است که نهایتاً بر سطح و کیفیت آموزش و در نتیجه موقعیت شغلی و اجتماعی افراد تأثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر آموزش به جای اینکه تحرک اجتماعی را به همراه آورد، به حفظ و تداوم نابرابری‌های اجتماعی کمک کرده و آن را تقویت می‌کند.

 

نقش آموزش و پرورش از دیدگاه تضاد:

به اعتقاد نظریه پردازان تضاد، ریشه‌های نابرابری را می‌توان در ساختار طبقاتی یافت و آموزش و پرورش بازتاب این ساختار طبقاتی است. نابرابری بخشی از نظام سرمایه‌داری است و تا زمانی که خود سرمایه‌داری وجود دارد، نابرابری وجود خواهد داشت. به اعتقاد نظریه‌پردازان تضاد اگرچه آمار نشان می‌دهد که شکاف آموزشی بین گروه‌ها در حال تقلیل است، اما این در مورد ثروت جامعه صدق نمی‌کند.

به زعم بولز و گین‌تیس، مدارس نوین، احساس بی‌قدرتی را، که بسیاری از افراد در جاهای دیگر تجربه می‌کنند، برای آنان تجدید یا بازآفرینی می‌کند. آرمان‌های پرورش و رشد شخصی، که هدف اصلی آموزش و پرورش است، فقط هنگامی یافتنی است که مردم بتوانند شرایط زندگی خودشان را کنترل کنند، استعدادهای خود را پرورش دهند و توانایی ابراز وجود پیدا کنند.

 

آموزش و پرورش و نابرابری از دیدگاه کمبود:

براساس نظریه کمبود، خانواده‌های طبقه کارگر آمادگی لازم برای موفقیت و اجتماعی شدن در نظام آموزشی را ندارند و مهم‌ترین کمبودها عبارتند از:

۱) کمبود منابع: کمبود کتاب و منابع اطلاعاتی فرهنگی در خانه، کمبود امکانات مادی، کمبود اتاق برای انجام تکالیف و کمبود امکانات مالی.

۲) کمبود مهارت‌ها: مدارس، نهادهای طبقه متوسط هستند که خواهان نوعی از تکلم و ارتباطات خود می‌باشند، که آن‌ها را نمی‌توان در خانه طبقه کارگر یافت.

۳) کمبود انگیزش:  موفقیت در مدرسه ارزش زیادی در خانه‌های طبقه کارگر ندارد و تلاش زیادی برای دستیابی به موفقیت علمی انجام نمی‌شود. در صورتی که کودکان طبقه متوسط بلند پرواز و خواهان موفقیت هستند. در اوایل ۱۹۶۰، آموزش و پرورش یکی از سازوکارهای تحرک اجتماعی بود اما از دهه ۱۹۸۰، آموزش و پرورش تبدیل به سازوکار نابرابری اجتماعی شد.

 

کرونا، نابرابری اجتماعی و آموزش:

ویروس کرونا یک‌سال است که به ایران وارد شده و موجب تشدید این چرخه معیوب آموزشی در کشور گردیده است.

براساس آمارهای رسمی منتشره از سوی نهادهای داخلی ۳۰ درصد دانش‌آموزان معادل ۳/۵ میلیون نفر به گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ دسترسی ندارند، همچنین ۲ میلیون دانش‌آموز دیگر از تلفن‌های هوشمند والدین خود استفاده می‌کنند که به دلیل اشتغال والدین آن‌ها قادر به حضور در کلاس‌های مجازی نیستند. این بدان معناست که از جامعه ۱۴ میلیونی دانش آموزان در کشور، ۵/۵ میلیون نفر در معرض ترک تحصیل قرار دارند. بنا به گفته مهین منافی، مدیرکل آموزش و پروش آذربایجان غربی؛ ۱۶.۸۱ درصد از دانش آموزان استان به شبکه شاد دسترسی ندارند که شامل ۱۰۵ هزار دانش آموز است. در این بین ۷۲ هزاراین دانش آموزان یعنی حدود ۱۱.۵ درصد بطور کلی از گوشی هوشمند محروم هستند.

افسارگسیختگی تورم و ولنگاری مدیریتی که در کشور مشاهده می‌شود سبب شده است، نخست طبقه پایین جامعه خورد شود و از طرف دیگر طبقه متوسط جامعه که به ستوان فقرات جامعه، معروف است. در هم شکسته و به سمت طبقه پایین در حال حرکت باشد.

خودکشی، اعتیاد، سرقت، افسردگی، مشاغل کاذب و … از جمله آسیب های اجتماعی هستند که بشدت جامعه را تهدید کرده و نتیجه نابرابری‌های اجتماعی بوده که هم‌اکنون در جامعه شاهدش هستیم.

در آخر نگارنده بر این عقیده است که می‌بایست فرصت‌های آموزشی به صورت عادلانه بین طبقات مختلف جامعه توزیع گردد تا استعدادهای نهفته دانش آموزان شکوفا شده و از آسیب‌های اجتماعی کاسته شود. و این زمانی اتفاق می‌افتد که مسئولین به بررسی وضعیت تحصیل دانش آموزان و  مدارس دولتی در سراسر کشور بپردازند و از یافته‌های پژوهش‌ها در زمینه نابرابری اجتماعی و آموزشی بهره‌مند شده و بکار گیرند.

 

نویسنده: اردلان جهانگیری، کارشناس ارشد جامعه شناسی و دبیر سرویس اجتماعی ارومیه۲۴

لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسطURMIYE 24 در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • ارسال دیدگاه برای این مطلب مقدور نمی باشد!