کد خبر: 2448 |
تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۹۹ - ۱۶:۲۳ | ارسال توسط :
ارسال به دوستان
پ

هفت سد در برابر پیشرفت اقتصادی-فرهنگی ایران در ۵۰۰ سال اخیر و به ویژه در جمهوری اسلامی برپا بوده اند؛ بی گمان تا این سدها پابرجا باشند، ایران به جرگه کشورهای پیشرفته نخواهد پیوست

یدالله کریمی‌پور – هفت سد در برابر پیشرفت اقتصادی-فرهنگی ایران در ۵۰۰ سال اخیر و به ویژه در جمهوری اسلامی برپا بوده اند؛ بی گمان تا این سدها پابرجا باشند، ایران به جرگه کشورهای پیشرفته نخواهد پیوست:

۱- نبود تراکم سرمایه: زیربنای پیشرفت اروپا از سده ۱۶ و آغاز برون رفت از چرخه نداری، مهیا شدن بسترها برای تشکیل تراکم سرمایه بود. بدون چنین زمینه ای ورود به دوران مدرنیته ناممکن بود. در این زمینه دیدگاه های والراشتاین را بنگرید. شوربختانه دست کم در پنج سده اخیر، حکومت ها نه تنها بستر انبوهی سرمایه را مهیا نکرده اند، که خود با هر ابزاری مانع تشکیل تراکم سرمایه شده اند. کافی است به رویکرد جمهوری اسلامی از بهمن ۱۳۵۷ تا کنون بنگرید؛

۲- تزلزل مالکیت: در بریتانیای کبیر (انگلیس، اسکاتلند، ولز و …) طی ۵۰۰ سال اخیر، بس نادر پیش آمده که مالکیت شخصی بر زمین و سرمایه از سوی حکومت مورد تعرض قرارگیرد؛ به عبارت دیگر حتی برای بالاترین جرم سیاسی نیز سلب مالکیت از یک فرد و خانواده بس دور از انتظار و خلاف هنجار گرامیداشت مالکیت بوده است. در این باره ایران طی همین مدت کانون اصلی جهان اسلام، در جهت سلب مالکیت از صفویه تا کنون بوده است. به عبارت بهتر حکومت ها و دولت ها هرجا خواسته اند بی توجه به قوانین شرعی با تغییر رژیم ها و بلکه دولت ها، سلب مالکیت را در پیش گرفته اند. چنین رویه ای مانعی در مسیر امنیت سرمایه گذاری، به ویژه سرمایه گذاری درازمدت بوده است. هم چنین این مورد با مورد شماره یک به هم پیوسته و وابسته اند؛

۳- تمرکز بر سود زود بازده: احساس نبود و یا کمبود امنیت مالی-سرمایه‌ای، باعث شده که سرمایه گذاران داخلی به دو میدان ورود کنند: املاک و مستغلات و بازار پولی-مالی. مثلا بیش از ۸۵٪ سرمایه ها در جمهوری‌اسلامی، به خاطر رسیدن به سود آنی و فوری و یا کوتاه مدت، به سوی خرید و فروش زمین و ساخت و ساز و یا بانک، بورس و سفته بازی و ربا و … گرایش دارند؛ در چنین فضایی امکان توسعه صنعتی-خدماتی محال است؛

۴- ستم و فساد: با خواندن کتاب های دوران صفویه تا پهلوی درک گستردگی گونه های هولناک جور و ستم و بیداد، به ویژه تا پایان قاجار، سخت نیست. امروزه روز نیز که فساد در قالب رانتبری و دزدی های غول آسا برای عالم و آدم روشن است؛

۵- سازماندهی ساختاری: به گمانم بزرگترین مساله تاریخ ۵۰۰ ساله ایران، به ویژه از جنبش مشروطه بدین سو، نبود و یا ضعف بارز سازماندهی مردم و دولت ها و کهنگی ساختار های اداری-سیاسی بوده است. نبود استراتژی ملی و یا نابخردی و آرمانی بودن طرح و برنامه های توسعه فرهنگی-اقتصادی، یکی از برترین بسترهای سازماندهی نشدن مردم-دولت بوده است؛

۶- سیاست خارجی سترون: “دنگ شیائو پینگ” معمار چین نوین و مخالف برنامه های مائو، در ارتباط با سیاست خارجی گزاره ای تکان دهنده دارد: “اگر سیاست خارجی نتواند بستر پیشرفت خلق و سرزمین مادری را پهن کند، همان بهتر که درب وزارت مربوطه بسته شود. مسئولان سیاست خارجی باید زمینه فشار بزرگ (سرمایه گذاری کلان خارجی) را برای رفاه توده ها فراهم آورند.”
این در حالی است که استراتژی سیاست خارجی تاریخی ما در بیشتر دوره ها، سترون (عقیم) و یا ایدئولوژیک و نظامی مآبانه بوده است. سیاست خارجی به جای یاری اقتصادی کشور و مردم، پیشرفت ملت و کشور را گروگان گرفته است؛

۷- خودبسندگی: هرگاه استراتژی خوبسندگی (خودکفایی) بنیاد پیشرفت (توسعه) کشوری قرار گرفت، به دلیل انزوا و دور شدن از جهان دگرگون شونده، بی گمان واپسگرا خواهد شد؛ دوم این که استراتژی خود بسندگی تنها و یا بیشتر، زمینه اقتصاد معیشتی (بخور و نمیر) را مهیا خواهد ساخت؛ و سوم این‌که کشور را از رقابت مفید دور خواهد کرد.

به گمانم در مقیاس کلان و بدون تمرکز بر برخی دوره ها، به ویژه در دوره پهلوی دوم، این هفت زنجیر طی ۵۰۰ سال اخیر، ایران و مردمانش را دربند خود گرفتار ساخته است. تا این سلسله از هم پاره نشود، ایرانیان همچنان ناگزیرند در چرخه کمتر توسعه یافتگی متوقف بمانند.

لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسطURMIYE 24 در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • ارسال دیدگاه برای این مطلب مقدور نمی باشد!