کد خبر: 1799 |
تاریخ انتشار : ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۶:۲۳ | ارسال توسط :
64 بازدید
۰
می پسندم
ارسال به دوستان
پ

زبان کُردی زبانی کهن و ناب میان زبان های روز دنیاست که امروزه از سوی خود کُردها بیشترین آسیب را می بیند و این آسیب ناشی از بی مهری مردم نسبت به استفاده زبان کردی به دلیل عدم توجه و گاها ضدیت دولت ها و حکومت ها به زبان استفاده از زبان مادری است.

زبان کُردی زبانی کهن و ناب میان زبان های روز دنیاست که امروزه از سوی خود کُردها بیشترین آسیب را می بیند و این آسیب ناشی از بی مهری مردم نسبت به استفاده زبان کردی به دلیل عدم توجه و گاها ضدیت دولت ها و حکومت ها به زبان استفاده از زبان مادری است.

در ایران زبان مادری بیشتر بعنوان زبان اقوام مدنظر است و طبق اصل ۱۵ قانون اساسی که تدریس زبان مادری، هم حق است و هم تکلیف قانونی و می‌توان در عرصه سیاست و آموزش و پرورش از آن بعنوان زبان اقلیت‌ها یاد کرد. اما با وجودی که در بسیاری از کنوانسیون‌ها و میثاقنامه‌های بین‌المللی مانند اعلامیه حقوق زبانی، منشور زبان مادری، ماده ۳۰ کنوانسیون حقوق کودک، ماده ۲۷ میثاق‌نامه بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و در مواردی از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به زبان مادری اشاره شده و به عنوان یک حق در مورد آن صحبت و تأکید شده است که زبان مادری باید آموزش داده شود، موانع قانونی بسیاری بر سر راه آموزش زبان کردی قرار داده می‌شود.

در طول تاریخ، ایران در عرصه بین‌الملل به معاهدات و کنوانسیون‌های بیشماری پیوسته است که برخی امنیتی و برخی دیگر حقوق بشری بوده‌اند و برخورداری از حقوق زبان مادری جزئی از آنها بوده است. مهدی منصوری دانش‌آموخته حقوق در گفتگو با ارومیه۲۴ با بیان اینکه در صورت آگاهی از جایگاه این معاهدات در نظم حقوقی حاکم بر ایران می‌توان وجود یا عدم وجود موانع قانونی آموزش زبان کردی در ایران را شناسایی کرد، گفت: معاهداتی که قبل از انقلاب اجازه الحاق به آنها تصویب و مورد پذیرش قرار گرفتند مانند میثاقنامه بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی با پیروزی انقلاب اسلامی و به حکم ابقاء شخصیت حقوقی کشور ایران به صورت خودکار به جمهوری اسلامی ایران منتقل شدند و به دلیل اینکه هیچ اقدام رسمی حقوقی نسبت به قبول یا رد این میثاقنامه‌ها صورت نگرفت، جمهوری اسلامی ایران رسماً و عرفاً متعهد به تعهدات بین‌المللی در این زمینه شد.

وی افزود: پس از پیروزی انقلاب اسلامی اجازه الحاق با تصویب مجلس شورای اسلامی و تأیید شورای نگهبان به دولت داده می‌شود و مقررات آن همانطور که در ماده ۹ قانون مدنی تصریح شده است در حکم قانون است، یعنی در جایگاه قوانین داخلی قرار می‌گیرند.

منصوری با اشاره به اینکه در قسمت آخر اصل پانردهم قانون اساسی بعنوان بالاترین هنجار و میثاق که مبین حقوق و آزادی‌های مردم است بر استفاده از زبان مادری تصریح و همچنین ماده ۱۰۱ منشور حقوق شهروندی ریاست جمهوری سال ۱۳۹۵ که بعنوان برنامه اجرایی دولت میباشد به استفاده و آموزش زبان مادری اذعان شده است، گفت: برخی دلیل اجرایی نشدن و مسکوت ماندن آموزش زبان مادری را لفظ “آزاد” در اصل پانزدهم بهانه قرار داده و می‌گویند اگر قصد و نیت اجرا شدن این اصل وجود داشت در بازنگری قانون اساسی از عبارات تکلیفی استفاده میکردند. اما با رجوع به صورت مذاکرات مجلس بررسی قانون اساسی از نظر آیتالله بهشتی “آزاد است” دلالت بر این دارد که موظفند اقدامات لازم را انجام دهند تا این امر اجرایی شود.

این کارشناس مسائل حقوقی در پایان اظهار داشت: هیچگونه معذوریت قانونی برای تدریس زبان کردی در کنار زبان فارسی وجود ندارد و این حق در نص قانون اساسی و معاهدات و کنوانسیون‌های بین‌المللی که در حکم قانون عادی می‌باشند و حتی در برنامه دولت فعلی هم جای گرفته است و به نظر میرسد باید عدم اجرای این امر را سیاسی تلقی و از متخصصین امر جویا شد.

 

عدم پایبندی دولت‌ها به قانون اساسی و مقاومت در برابر آموزش زبان مادری در ایران، به نوعی تحقیر فرهنگ اقوام قلمداد می‌شود‌. این عدم پایبندی در طول یکصد سال گذشته در ایران شامل کردها نیز بوده است و امری سیاسی و نه حقوقی تلقی می‌شود. جلال (آراس) عثمانیان نویسنده، مترجم و تحلیلگر مسائل سیاسی با بیان اینکه برای آگاهی از تحقیرهایی که به سبب زبان بر کردها روا داشته شده باید حداقل به یکصد سال پیش و دوران قاجار و روی کار آمدن خاندان پهلوی بازگشت، به خبرنگار ارومیه۲۴ گفت: تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی منشاء تغییر و تحولات گسترده ای هم در ماهیت و نوع حکومتداری پدید می آورد و هم جامعه را دستخوش تغییراتی می سازد که عمدتا از بالا به پایین انجام می شود.

عثمانیان قاجار را دولتی فاقد اقتدار و قدرت لازم برای برقراری سلطه ای همگانی بر سراسر کشور میداند که در مقابل تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی مقاومت می‌کند و مواجه با اشخاص اصلاح طلبی چون عباس میرزا و امیر کبیر را بیانگر این امر معرفی می‌کند.

این تحلیلگر سیاسی بخش عظیمی از جمعیت کشور جامعه ایرانی دوران قاجار را ساکن روستاها و یا در قالبی عشایر کوچرویی معرفی می‌کند که فاقد ارتباط تنگاتنگی با مرکز هستند و دولت قاجاری نیز جز برای دریافت خراج  به آنها مراجعه نمی کند و می‌افزاید: مجموع این شرایط باعث شده بود تا هویت های زبانی، ملی، قومی و … به دور از سلطه دولت مرکزی از استقلال نسبی در انجام امورات خود بر خوردار باشند و کمتر تحت تاثیر فرهنگ و سلطه قوم یا طبقه حاکم قرار بگیرند.

وی در ادامه افزود: با روی کار آمدن رضاخان و تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی این فرم از حکومت و جامعه دستخوش تغییر و تحولات شدیدی قرار می گیرد. رضا خان که بسیاری بر آنند اغاز دولت مطلقه در ایران است و به نوعی ایران نوین با او اغاز می شود سعی می کند به انواع روش ها سلطه و اقتدار خود را بر جای جای کشور جاری کند. در همین راستا شورش های بسیاری را سرکوب می کند. از سوی دیگر متاثر از اندیشه های ناسیونالیستی و غربی با انجام اصلاحاتی شدید سعی می کند تا به خیال خود جامعه ی ایرانی را تبدیل به جامعه ای مدرن و مشابه کشورهای غربی بسازد.

عثمانیان با تاکید بر این موضوع که مدرنیزاسیون مد نظر رضاخان از راه انجام اصلاحات گسترده ی اجتماعی می گذشت، اظهار می‌دارد که رضاخان به دنبال ساخت ملتی یکدست و مشابه بود و می‌افزاید: گفتمان ناسیونالیسمی رضاخان حول محور مفاهیمی چون زبان فارسی و نژاد آریایی و مفاهیمی از این دست ساختاربندی شده بود. از منظر این گفتمان سایر هویت ها و فرهنگ های متفاوت مانعی بر سر راه رسیدن به ملتی یکدست و متحد بودند. لذا به سان تهدید با آنها برخورد شد.

این پژوهشگر حوزه سیاسی سیاست های تاکید بر آموزش و استفاده از زبان فارسی، کنار گذاشتن دیگر زبان ها، تخته قاپو کردن عشایر و استفاده از لباس های متحدالشکل را از دلایل نگاه تحقیر آمیز بانیان گفتمان ناسیونالیسم ایرانی رضاخانی به سایر هویت های زبانی و فرهنگی برشمرد.

وی در ادامه با بیان اینکه در ایران بعد از انقلاب اسلامی علیرغم به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری در قانون اساسی، عملا اقدام خاصی تا به امروز برای حفظ و حراست از این سرمایه فرهنگی انجام نشده است، با ذکر مثالی افزود: بگذارید یک مثال کوچک بیاورم، زبان فارسی به رغم اینکه به صورت رسمی در همه رسانه ها استفاده می شود و همینطور آموزش داده می شود، هر سال نهادهایی چون فرهنگستان ادب و زبان فارسی هم سالانه بودجه های کلانی دریافت می کنند تا فقط واژه سازی نمایند و مثلا به جای کامپیوتر از لفظ رایانه استفاده شود، اما همزمان زبان هایی چون زبان کردی هر ساله صد ها واژه اش به دلیل عدم استفاده و آموزش دچار مرگ و فراموشی می شوند. بر این اساس معتقدم گفتمان انقلاب اسلامی نیز توجهی به فرهنگ ها و هویت های دیگری جز هویت شیعی-فارسی ندارد. اصولا این گفتمان تا به امروز  عناصری چون هویت های زبانی، قومی، ملی و غیره را به درون خود راه نداده است.

 

این نویسنده و مترجم ارومیه‌ای در پایان آموزش و استفاده مداوم را تنها راهکار سیاسی برای پویایی زبان کردی دانست و افزود: زبان ها با استفاده ی مداوم و آموزش به پویایی می رسند و حیات خود را ادامه می دهند. از این جهت به نظر من راهکار سیاسی برای ادامه حیات زبان هایی چون زبان کردی در این کشور استفاده و آموزش این زبان ها است و این امر هم محقق نمی شود مگر اینکه  نگاه تهدید محور مسئولان به این زبان ها عوض بشود. مادامی که تصمیم گیرندگان فرض را بر این اساس گذاشته باشند که بقا و حیات این زبان ها خطری برای  اتحاد و مفهوم ملت در این کشور است، زبان کردی با خطر مواجه است. تاسیس کانال های استانی که البته اغلب عمدا یا سهوا از زبانی استفاده می کنند که با فارسی درآمیخته یا تاسیس یک رشته دانشگاهی به نام زبان وادبیات کردی به صرف نمی تواند از این زبان دفع خطر کند.

 

انتهای پیام// رسول گله‌بان

لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسطURMIYE 24 در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • ارسال دیدگاه برای این مطلب مقدور نمی باشد!